اضطراب و افسردگی از دریچه رفتاردرمانی شناختی

بسیاری از مراجعین وقتی به مشاوره می‌آیند، انتظار دارند بیشتر درباره احساسات خود صحبت کنند. در رفتاردرمانی شناختی (CBT)، درباره احساسات هم صحبت می‌کنیم، اما به همان اندازه به افکاری که زیر آن احساسات قرار دارند نیز توجه می‌کنیم. این رویکرد بر این ایده ساده اما قدرتمند استوار است که افکار، احساسات و رفتار ما به یکدیگر متصل‌اند؛ تغییر نحوه نگاه ما به یک موقعیت، اغلب احساس و واکنش ما را نیز تغییر می‌دهد.

وقتی کسی با اضطراب یا افسردگی دست و پنجه نرم می‌کند، معمولاً الگوهای فکری خاصی، که گاه «تحریف‌های شناختی» نامیده می‌شوند، در ذهن او شکل می‌گیرد؛ مانند فاجعه‌سازی (فرض بدترین نتیجه ممکن)، تفکر سیاه و سفید (دیدن هر چیز فقط به‌صورت موفقیت کامل یا شکست کامل)، یا ذهن‌خوانی (تصور اینکه می‌دانیم دیگران چه فکری درباره ما دارند). این افکار در لحظه بسیار واقعی و بدیهی به‌نظر می‌رسند، اما همیشه دقیق نیستند و معمولاً اضطراب و ناامیدی را تداوم می‌بخشند.

یکی از نخستین قدم‌ها در رفتاردرمانی شناختی، آهسته کردن سرعت ذهن و متوجه شدن این افکار است؛ نه قضاوت کردن آن‌ها، بلکه صرفاً دیدن‌شان. بسیاری از مراجعین شگفت‌زده می‌شوند وقتی متوجه می‌شوند چه بخش بزرگی از روزشان تحت تأثیر افکاری است که هرگز آن‌ها را بررسی نکرده‌اند.

پس از آن، به بررسی واقعیت آن فکر می‌پردازیم: آیا شواهدی برای درستی آن وجود دارد؟ آیا شواهدی بر خلاف آن هست؟ آیا نگاه متعادل‌تری به این موقعیت وجود دارد؟ این کار به‌معنای تفکر مثبت اجباری یا نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه اطمینان از این است که تفسیر ما از یک موقعیت واقعاً دقیق باشد، چرا که اغلب همین تفسیر نادرست و سخت‌گیرانه است که یک لحظه دشوار را به یک چرخه فرساینده تبدیل می‌کند.

در کنار کار روی افکار، به رفتار نیز توجه می‌کنیم. اضطراب اغلب باعث اجتناب از موقعیت‌های ناراحت‌کننده می‌شود و افسردگی معمولاً به کناره‌گیری از فعالیت‌هایی می‌انجامد که پیش‌تر برای فرد اهمیت داشته‌اند. بخشی از درمان، بازگرداندن آرام و تدریجی افراد، فعالیت‌ها و موقعیت‌هایی است که اضطراب یا افسردگی از زندگی آن‌ها کنار زده است.

اگر اضطراب یا افسردگی بیش از آنچه دوست دارید بر زندگی‌تان سایه انداخته، از شما دعوت می‌کنم با من تماس بگیرید. با هم می‌توانیم الگوهایی را که شما را گرفتار کرده بررسی کنیم و شیوه‌ای متعادل‌تر و کاربردی‌تر برای مواجهه با آنچه با آن روبرو هستید بسازیم.