خشم یکی از واکنشهای ممکن به احساس آسیبدیدگی، بیاحترامی، ناامیدی یا ناامنی است، اما لزوماً تنها و بهترین واکنش ممکن نیست. ما در روند رشد فردیمان، شیوههای متفاوتی را برای ابراز احساسهای خود آموختهایم و به فرزندانمان میآموزیم. این شیوهها اساساً الگوها و چهارچوبهایی را در رفتار ما شکل میدهند که عموماً در کلیه مواقع از آنها استفاده میکنیم.
خشم، نشانه ناتوانی، عدم تمایل یا ناامیدی ما برای ابراز منطقی، آرام و مهربان احساساتمان است. بررسی این موضوع میتواند به ما کمک کند تا الگوهای رفتاری خود و دیگران را بهتر بشناسیم و واکنشهای مؤثرتری داشته باشیم.
اما در بسیاری از مواقع، خشم بهعنوان یک واکنش به آنچه روی داده است خود را نشان میدهد، اما در واقع به تحلیلی که ما از موقعیت داریم برمیگردد؛ برای مثال: ترس از ضعیف تلقی شدن، نشان دادن احساس شرم یا گناه، نگرانی از دست دادن یک فرد یا یک چیز، ترس از آسیب دیدن خود یا یکی از نزدیکان.
در روند درمان چه کاری میتوان انجام داد؟
در رواندرمانی، ما به مراجع کمک میکنیم تا متوجه شوند: واقعاً پشت احساس خشمشان چه چیزی پنهان است؟ آیا احساسات دیگری مثل ترس یا احساس نادیده گرفته شدن، عامل اصلی ابراز خشم میباشد؟
چطور میتوانند احساسات خود را با آگاهی بیشتر و روشهای سالمتری ابراز کنند؟ این فرآیند به آنها کمک میکند تا از واکنشهای تکانشی یا مخرب فاصله بگیرند و بهجای آن، پاسخهای آگاهانهتر و سازندهتری داشته باشند.